تابستان بهانه است

عرق شرم !

تب بی تابی !

برای حضور حضرت توست خدا ا ا ا

 

به نام خودت ...

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابی ها و بعل ها و بنیها وسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 1:1  توسط م.  | 

خدایا باز سازی عتبات عالیات را شروع کن

این سینه قرار بود جایگاه اختصاصی حب آل الله باشد

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و امها بعلها وبنیها وسرالمستودع فیها بعدد وا احاط به علمک

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 2:30  توسط م.  | 

گاهی دلم می خواهد سر به زیر سربه زیر شوم

ولی به هوای تو  سربه هوایی میکنم ...

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة وابیها و امها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 2:56  توسط م.  | 

 

چشم هایم را به دنیا میبندم

هرگز نمی خواهم از هوس به تو بنگرم

وقتی در تمام نگاه من هستیو

من خودت را نمی نگرم .

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة وابیها و امها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 4:58  توسط م.  | 

تنهایی

همیشه تنها

در انتها ترین نقطه ای که من به آن امید زنده ام

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و امها وبعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 2:52  توسط م.  | 

میبندم دل به این واژه ها

تا دل از خویش پاره کنم

و تو دنبال لحظه ای هستی

که بند بند دلم پاره شود

پ.ن:

            آزادی همه ی خواست تو هم هست

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و امها وبعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 2:44  توسط م.  | 

خدااااا

دل دل می کند

دستی که

دوست ندارد برای غیر تو بنویسد

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و امها و بنیها وسر ال مستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 0:24  توسط م.  | 

نمی خواهم بخوانم

نمی خواهم فاتحه ی دلم را بخوانم

بیا خدا

بیا فقط یک بار دیگر در من نفس بکش

 

پ.ن:

با اشک هر شب برایت گِل می سازم شاید یک بار دیگر برایم دل بسازی .

 

اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها امها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 2:34  توسط م.  | 

 

این حرف ها به دلم نمی نشینند

بیا

کمی بنشین به دلم

آنوقت دنیا در سکوت مرگ بار هم دل نشین می شود

آنوقت در سکوت هم می توانم برایت نامه نگاری ها کنم

کمی بنشین به دلم

بیا

این حرف ها دیگر به دلم نمی نشیند

اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها امها و بعلها و بنیها و سرالمیتودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 3:24  توسط م.  | 

تیرگی دل آنقدر برایم وحشت ناک نبود

که

این غبار های پراکنده ...

خدا

دلم طوفان می طلبد

طوفان خواستن تو را

پ.ن :

           از میان تمام خواهش هایم تو طغیان کن .

اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها امها و بعلها و بنیها وسرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 4:40  توسط م.  |