محتاجم تورا

سلام خدا

افتاده ام در دام شیطان و خودم هوای آن ندارم که رها شوم 

 

قلبم سرشار از آلام است و حال چشمه های یخ بسته ی دلم خوب نیست جریانی درون شریان هایم نیستو به تو آنگونه محتاجم که بی اختیار و بی آنکه انتظار داشته باشم مرا به عشق خودت، به ساعتی دیوانگی مهمان کنی 

من از تو به عشق محتاج ترم تا به تمام تمناهایی که با دست خالیم نشان میدهم و طلبکار میشوم 

محتاجم که‌ بی اختیار... 

#م.

دل

می‌گویند خوب‌ها قبرشان فراخ است اندازه یک باغ

بدها قبرشان تنگ...

امروز که دلم در همان جای همیشگی‌اش تحت فشار است

این را خوب میفهمم

م. 

الهی شکرت

گاهی دلت میخواهد حرف بزنی

خدارا شکر کنی

اما زبانت کوتاه کوتاه است

و دلت در قبضه ی درد هنوز درحال فشرده شدن

دردی سنگین 

که دارد تو را لال می‌کند

#پ_ن:

الهی شکرت...

#م.

ملالی نیست جز دوری شما خدا

خوبم

حالم از همان حال‌هایی نیست که به هر حال خوب است

اما خوبم

چون به تو اعتماد دارم خوبم

#پ_ن:

حساب دل پریشانی من دقیقا با تو در ارتباط است

هرقدر کمتر با تو باشم

بیشتر دل افگارم.

#م.

بدون شرح

چند روزی هست حالی که ندارم خوب نیست...

...

دلم ابری شده باران دارد... .

پدر۴

خدا دلم را آرام کن

دلم را با نفس هایش دوباره بنا کن

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض...

#م.

بغض 2

پلک‌هایم سنگینند

بار بغض از حنجره گذشته را می‌کشند

پلک‌های خسته و تب کرده‌ام

پلک‌های مرطوبم

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض.

#م.

بغض

بگذار در آغوشت سر بگذارم

بگذار خستگی‌ام را بیاورم برای خودت

و دلتنگی‌ام را... 

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض...

#م.

پدر۳

سرفه‌های مادر

عمق می‌دهد به خراش زخم جای خالی پدر

دلم ترسیده

آرامم کن خدا

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض.

#م. 

پدر2

حال خانه خوب نیست

از بس که جان ندارد... .

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض

#م. 

پدر

نفس کشیدن دارد سخت می‌شود

در هوای خانه
وقتی پدر نیست

#پ_ن:
اللهم اشف کل مریض😭
#م.

کوه..

دلم قرص است

حتی با بغض

حتی با دلهره ی شمارش خس‌خس نفس هایش

دلم قرص قرص است

به کوهی که درون خانه نفس می‌کشد

#پ_ن:

اللهم اشف کل مریض...

#م. 

دلم...

الهی

اگر توانایی بر جمع کردن استخوان های شکسته

امروز بیا و دل شکسته‌ام را التیام ده.

#پ_ن:

خدا.

#م.

نجات میخواهم.

سخت است نفس کشیدن 

کم کم غرق میشوم در سیلاب اشک های پشت حجره ای بغض آلود. 

#پ_ن:

نجات میخواهم. 

#م.

شب

پر شده‌ام از اشک‌هایی که نمیزیزم.

حالم شبیه نیمه شبیست

 که دیگر برای هر اتفاقی دیر شده

#م.

صفحه سیاه...

 

تاریکم

و تا ابد سینه باز میکنم برای رخنه ی نور

تو باش

و دلم را روشن کن.

#م. 

سکوت

آلوده‌ام و احساس میکنم

حتی به استغفار نباید آلود 

سکوت بینمان را... .

 

#م.

لحظه‌ی داشتنت...

داشتم فکر می‌کردم که محتاجم تورا

حتی برای لحظه ای

اما آنچنان که تویی

نه آنچنان که من می‌پندارمت

نه آنچنان که جای گرفته ای در ذهنیت سخت منجمد یک فکر هراسان

نه آنچنان که من پر باشم از دردها و رنجهایی که مرا به فقر و به ترس بسته‌اند و تورا چنین به تصورم می‌رسانند

نه بسته بندی‌ای از تمام دیوار‌های دور‌تادور احساسات سرکوب شده و بال‌های چیده شده‌ام

محتاجم تورا با اصالتی که مصون بماند از تمام امراض قلبی و تمام امراض مسری‌ام 

داشتم بال بال میزدم برای آنچه که از تو محتاجم و اوج می‌گرفتم از خواهش یک خدای اصیل

خوب بود اوج گرفتنم حتی با این خیال که سقوط نداشت و آمدی به ذهنم تنها با اوجی از مهربانی و همسو بودن با این هوایی که از خواستنت به سرم زد. 

و تنها لحظه‌ای 

فقط لحظه‌ای حتی کمتر از چشم برم هم زدنی یافتمت 

 

که مهری تو بی کران تر از بی کران و دیگر هیچ... . 

 

#پ_ن:

مرا ببر به مکاشفات عاشقانه‌ی عشق. 

#م.

1

نمیتوانم از بهت این روزها بنویسم

و از چراغ خاموش سینه‌ای تاریک

در خلوتی که شکسته است و

سکوتی که رسوبی از سنگ های لایه ای بغض های نشکسته است

0

پُر کن مرا که تهی هستم

با آنکه پرم از هیچ و جایی برایت نساخته ام

پُر کن مرا که لبریزم از حقارت یک منه تو خالی

پُر کن مرا که پُر از احتیاج به تو ام

 

#پ_ن:

دست التماسم از تو طلبکار خدایی است با آنکه بندگی نکرده‌ام.

#م.

298

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

یک‌هو رسید

برای ترمیم دلی که ماه‌ها خاک خورده است

یک‌هو تو از راه رسیدی خدا

با ماه رجب

تا داد دلم برسی

تو دلم را بیشتر از من دوست داری

تو مرا هم از خودم بیشتر دوست داری

آخر تویی که به من از من نزدیک‌تری

و بازگشت من به سوی توست 

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

297

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

اصلا من خودم را که گم کردم فراموشم شد چقدر به تو محتاجم

گر نه پیش از شکست‌هایم به تو بازمیگشنم

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

296

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

نیست حرفی جز آنکه مرا انتظار بازگشت به تو بس است

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

295

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

پشیمانم

مرا به خاطر پشیمانی ام بپذیر

و خودت توفیق اصلاح عطا فرما

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

294

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

حال دلم اصلا خوب نیست

کاری کرده ام که نباید

و آنم که اصلا تو نمی‌خواهی

آنم که خودم هم نمیخواهم

از تو دور شده ام

به غیر گرفتار

گرفتار حقارت خود

آه خدا مرا ببخش

برای آنکه حقیر تر شده ام مرا ببخش

نگذار خودم را گرفتار تر کنم

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

293

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

پس چرا هرشب می‌آیم اما نمیمانم؟ 

عبد توام

و تو خدایی هستی که بازگشتن را به من یاد دادی

و بازگشتنم را در انتظاری

پس چرا هرشب می‌آیم

اما نمی‌مانم؟

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

292

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

نیاز دارم که دلم با ضربانی از جنس آرامشت آرام گیرد

بسیار مشوش است روحم خدا

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

291

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

هر روز خواندن این جمله هم برایم کم است

برای آرامشی که نیاز من است

برای پشیمانی از خویش

برای مأوایی که آغوش توست و من نیازمند امنیتش

اصلا تنها برای اینکه من عبد هستمو تو اله

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.

290

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

دلم برای بازگشتن به سوی تو تنگ شده خدا...

#پ_ن:

الهی هل یرجع العبد الآبق الّا الی مولاه؟

#م.